انسان بهانه بود ...

لذت علم !

نویسنده :ا. حسامی
تاریخ:پنجشنبه 25 شهریور 1389-09:53 ب.ظ

{ سخن کوتاه : گاهی ممکن است روزگار آنقدر سخت شود که نوشتن جایگاه نداشته باشد و گاهی روزگار آنقدر به کام که زمانی برای نوشتن مختص نشود . من در این مدت درگیر هر دو امر شدم و آرامش نوشتن را نیافتم .}

طرح مسئله : نیاز به تحصیل علم " حتی برای ثروتمندان "

گاهی فکر می کردم فرزندان قشر مرفه جامعه چه نیازی به تحصیل در علم دارند . کافی است یک رشته که سبب حفظ و افزایش سرمایه ایشان می شود را بیاموزند و نیازی نیست به دنبال دیگر شاخه ها بروند .

و حتی جدا از سرمایه داران برای افراد متوسط الاحوال چه مهم است که در مورد تاریخ ، فلسفه ، منطق ، جفرافیا ، سینما ، موسیقی و ... بدانند ! چه تاثیری به حالشان دارد . ؟!

روزی مردی همراه با گروهی از دانشجویان دیرینه شناسی به بازدید محلی تاریخی آمده بود و مدام از پس این دانشجویان که راه می رفت به قسمت های مختلف خنده ی رندانه ای سر می داد و علت این همه توجه چند نفر از دانشجویان را به تاق ها و ستون ها و ... به سخره می گرفت .

هر چه می گذشت مرد کسلانه و بی حوطله تر از پی اجبار به دنبال گروه راه میرفت و از طرفی چند نفر از دانشجویان مشتاق تر می شدند !

علت چه بود که در یک مورد خاص کسی شیفته و دیگری خسته میشد ؟

چرا کسی از دیدن مسابقه تنیس لذت می برد و دیگری علاقه ای به این کار ندارد ...

می توان تمام اینها را در بحث علایق خلاصه کرد ! می توان گفت آنمرد به دیرینه شناسی علاقه ای نداشت ! اما اتفاقی افتاد که این فرض را باطل کرد .

استاد راهنمای گروه که بی تفاوتی مرد را دید به طرز بسیار گیرا و دلچسبی پس از صدا زدن او برایش توضیحاتی بسیار شگرف در باره قومی که زمانی در این مکان زندگی می کردند داد . از آداب و رسوم آنها و از نکات جذاب زندگیشان ، علت ساخت بنا ها و سبک معماری آن دوران به این طرز عجیب و ... سخن گفت .

در کمتر از چند ساعت گپ گفتی که مرد در آن شرکت داشت سرانجام در کمال تعجب طوری به دیدن و کاوش در آنجا علاقه مند شده بود که همیشه آخرین فردی بود که به زور سرپرست گروه دل از خرابه ها میکند .

و در آخر سخنی در خور تامل گفت : " اول علاقه نداشتم چون هیچ اطلاعاتی هم نداشتم . اکنون عاشق بازدید از بناهای این روستا شدم چون در مورد این روستا و مردمان آن آنقدر می دانم که می توانم فکر کنم ، تحلیل کنم ، نظر بدهم و از همه مهمتر از دیدن این روستا لذت ببرم . "

انسان اگر به چیزی علم داشته و آگاه باشد به یقین از درک این علم خود در اطراف لذت می برد .

اگر کسی بداند که نقاشی چیست ، نقاش کیست و ارزش یک اثر هنری چیست از نقاشی هایی لذت می برد که برای مردم عادی که آگاه به فن نیستند یک اثر عادی است !

انسانی که قوانین فوتبال را میدانداز بازیکنان و قدرت فنی و تاکتیکی تیم های حریف آگاه است و یا هوادار تیمی است و علم به فوتبال و آن تیم دارد از دیدن مسابقه لذت میبرد

مثال ها بسیار زیاد است اما در کل می توان گفت : تحصیل علم سبب افزایش آگاهی فرد می شود و درنتیجه هنگامی که فرد این علم را در کاربرد زندگی خود می بیند لذت میبرد و در نتیجه علم بیشتر سبب لذت بیشتر از زندگی می شود .

 ایام به کام

ارسطو حسامی 25/6/1389 ه.ش






  • تعداد صفحات :11
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo